عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

321

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

صحن امام حسين ( ع ) بود از هر حادثه‌اى دور ماند . ولى در آن سال ، كلنگ فتنه بر پيشانىاش فرود آمد و يكباره از بالاترين نقطه تا پايه و اساس آن در دل زمين ، خراب و ويران گرديد . علت تخريب ، آن بود كه گفتند كج شده و خطرناك است و بايد پيش از اينكه براى حائر مقدس ، مشكلى ايجاد كند ، ويران شود . البته اين سخنى است كه از ديگران شنيده‌ايم ، زيرا در آن زمان كه مصادف با تعطيلات تابستانى بود ، خارج از عراق به سر مىبرديم و در همين مدت ، آن را به كلّى ويران كردند و جز همين عكس كه در حال تخريب گرفته شده ، چيزى از آن باقى نمانده است ؛ امّا اينكه چه كسى و چرا گفته كه مناره ، كج و مايل به ويرانى است ، نمىدانيم . آيا به راستى با كج شدن در معرض ويرانى قرار گرفته و لازم بود براى رفع خطر تخريب شود و آيا از ريشه و پايه كج شده بود و جز با تخريب آن از اساس ، خطرش بر طرف نمىگشت ؟ از پاسخ اين پرسش‌ها ، آگاه نيستيم ! زيرا اين‌ها از امور علمى و فنّى است و از ديدگاه ما راه صحيح هر تصميمى را علم و تكنيك تعيين مىكند و دانش و فن است كه مىتواند اعلام كند ، آيا باقى ماندن مناره خطرآفرين بوده است يا خير ؟ و آيا اين خطر ، با فرض اينكه وجود داشته باشد ، به ميزان انحناى رأس آن بوده يا تا ريشه و اساس آن در دل زمين ، پيشرفت كرده بوده است ؟ اين‌ها ، مسايل علمى و فنى است و هيچ كس نمىتواند در آنها خدشه وارد نمايد . چه بسا دانش و تخصص ، ضرورت ويرانى آن را از ريشه مقرّر كرده است و چه كسى مىداند ؟ ! امّا سخنان مردم به نقل از يك متخصّص مصرى كه در آن تاريخ به عراق اعزام شده بود تا به امور اوقاف رسيدگى كند و تصوير سندهاى اصلى را از استانبول دريافت نمايد و خطاى وى در جابه‌جايى موقوفات مناره عبد و مسجد جامع آن ،